دیگه چمدونهام رو هم بستم
حلالم کنید دارم میرم حج. یه وقت هواپیما تو آسمون ترکید و بی خاطرات کودکی میشید ها
کلی کار ریخته سرم . از واکسن مننژیت بگیر تا خرید دلار و ریال و خرید چسب نواری و قفل برای چمدون و هزار تا کار خورد و ریزو از همه سخت تر خرید ۱۵ تا کادو برای علی کوچولو که هر روز دم در بگذارند و بگند آقای پستچی از طرف مامان برات آورده
علی به چیزهای عجیب غریب علاقه داره از جمله سنگ پا
همیشه تو حموم میپرسه چرا یه دونه سنگ پا داریم پس مامانش کو پس باباش کو و خلاصه همه چیز تو خونه ما باید مامان و بابا و داداش داشته باشند از سنگ پا بگیر تا لیف حموم و فنجون و دستمال کاغذی و صابون و...
خلاصه به یاد همه دوستان و سفارش کنندگان هستم. هوای وبلاگ منو داشته باشید تنها نمونه
-----------------------------------------------
اگر زنده و سلامت برگشتم قرار دومین هفته ماه رمضان یعنی جمعه ۹ ماه رمضان ۲۲ مهر ماه بریم دیدن زوج بلاگر زرشک من و کبوتر زخمی به صرف افطاری
اونهایی که تا الان اعلام آمادگی کردن : تاریخ شفاهی . گرافیک. سه تار . کسی دیگر .