سفر ما رو به راه شد و جمعه ساعت ۷ سر گاندی با یه اتوبوس مشدی ممدلی میریم سفر

روزگار پیش میره

خدا را شکر چهار جلسه از ترم دانشگاه رو پشت سر گذاشتیم و همه جور شاگردی دارم شیطون و ساکت . زبون دار و کر و لال . چاق و لاغر  دختر و پسر

کم کم باید آماده سفر حج بشم

بچه ها خوبند مهرداد هم خوبه علی هنوز روسری به دستشه و انگشت شصت میخوره و محمود هم  کلاسهای پرتاب وزنه رو میره و مشغوله