چرا اونوقتها دیر تمیز میشدیم؟
اواسط خرداد که امتحانات تموم میشد من و آبجی بزرگه ساکهامون رو میبستیم و برای سه ماه راهی همدون میشدیم .
مادر بزرگ خدا بیامرزدش زن صبوری بود و سه ماهی مامان ما میشد و ما هم از بودن تو خونه مادربزرگ صفا میکردیم .
اونوقتها خونه ها حموم نداشت و هفته ای یکبار مادربزرگ یه روز صبح زود ژا میشد و ما رو راهی حموم عمومی سر خیابون میکرد
جایی پر از بخار و گرما که یه چیزی تو مایه های سونا .
مراسم حموم خیلی طول میکشید و ما رو کیسه میکشید تا خوب تمیز بشیم و ساعت ۲ مثل دو تا هلو پوست کنده قرمز از حموم می آوردمون بیرون و اون روز از خستگی حموم باید تا عصر میخوابیدیم تا جون بگیریم و دو باره شیطنت کنیم .
الان روزی دو بار حموم میکنیم و ۳ دقیقه تموم میشه نمیدونم چرا اونوقتها دیر تمیز میشدیم؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۴ ساعت 7:25 توسط مرجان کشاورزی
|