ساز
اولین بار که یادم میاد یه ساز دیدم . دایه پیرم ننه گلزار یه دایره زنگی داشت .
پیر زن نازنینی بود . با دایره زنگی اون کلی میرقصیدیم . سال ۵۴ بود که مامان یه ملودیکا برامون خرید و با آبجی بزرگه یکی فوت میکرد و اون یکی دگمه ها رو فشار میداد و در آرزوی صدای موزونی ...... سالها گذشت.
محمود کوچیک بود و براش یه دنبک خریدم و کلی باهاش صفا میکرد . به امید علاقه پیدا کردن محمود براش ارگ خریدم و یک سالی میشه که حتی از اتاقشم انداختتش بیرون و یه ساز بزرگ گوشه اتاقم همینجوری سوهان روح من شده و گاهی علی روشنش میکنه و دگمه هاشو میزنه و منو میبره به کودکی و صدای قشنگ دایره زنگی .... یادش بخیر
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۸۴ ساعت 21:14 توسط مرجان کشاورزی
|