اولين پول تو جيبيم حدودهای ۶ سالگی بود که هفته ای يک قرون بود که اول ها که قولک نداشتم زير لبه فرش قايمش مي کردم 

 مامان مي‌گفت: اگر بگذاريش اينجا بچه مي‌گذاره و من هم گوش مي دادم و مامان هر چند وقت يکبار يه يک قرونی روش مي‌گذاشت و من وقتی ميفهميدم کلی ذوق مرگ مي‌شدم که آهای پول من بچه گذاشته

اونوقت‌ها با يک قرون مي‌شد يه مداد خريد و با ۵ ريال يه کيلو سبزی خوردن.

پول تو جيبی مون با بزرگ شدنمون هم بزرگ شد ودر دوره دبستان به هفته ای ۵ ريال رسيد ودوره راهنمايی هفته ای ۱۰ تومن و دبيرستان هفته ای ۱۰۰ تومن و دانشگاه هفته ای ۱۰۰۰ تومن

سال اول ليسانس سال ۶۷ با انجمن اسلامی رفتم اردو و کلی عکس گرفتم از مناطق جنگی غرب و اون عکس ها شروع کاری برای من تو جهاد دانشگاهی شد و شدم عکاس جهاد با ساعتی ۲۰ تومن بقول خودمون کار دانشجويی بود و آی مزه ميداد اين پول

خلاصه صفا مي کرديم  حدودا ماهی ۸۰۰ تومن هم حقوق مي‌گرفتم ديگه يه کارمند کوچولو شده بودم.

الان هم ساعتی درس میدم و به ساعتی ۸۰۰۰ تومن رسیده ولی هنوز هم به یاد کودکی  پول‌هام رو زير تشکم مي‌گذارم به اميد بچه گذاشتن

شاد باشید