عمه خانم

ديروز پسرم را برده بودم  کانون پرورش فکری کودکان  عروسک‌های سارا و دارا را داشت.

يادش بخير ماهم عروسک‌هايی داشتيم .

شرکت چهره نما عروسک‌های قشنگی قبل از انقلاب توليد می‌کرد. عروسک‌ها هم همه کارها را همراه ما انجام می‌دادند. آنها را مهمونی. حمام .خريد می‌برديم.

يک روز بابا ما را برد سلمونی و موهامون را گوگوشی زد تا به خانه رسيديم من و خواهرم  دست به کار شديم و عروسک بيچاره را سلمونی کرديم خيلی زشت شد بعد آمديم درستش کنيم کمی لاک قرمز هم زديم به کله‌اش و خلاصه خيلی زشت تر شد .

 اسمش را گذاشتيم عمه خانم و چندين سال عمه خانم کچل ناظر بر عروسک‌های ديگر بود ....آخر سر هم مامان دادش به دوره گردي كه لباس كهنه مي‌خريد 

راستی چرا هر چی زشت و به درد نخور میشه رو برای عمه ها میگذارند؟ خدا را شکر من عمه نمیشم