تخم مرغ گنديده
دختره اينجا نشسته
گريه ميکنه
زاری ميکنه
پاسبون با
يکی رو بزن يکی رو ببر
يادش بخير چقدر تخم مرغ گنديده بازی ميکرديم و دستامون رو به هم ميداديم و يه دايره بزرگ درست ميکرديم
و نصف حيات مدرسه رو ميگرفتيم . دستامون رو پشتمون ميگذاشتيم و مينشستيم
يکی بيرون دايره ميدوه و کاغذی رو که مچاله کرده ميندازه دست يکی و اون گرگ ميشه بايد بياد اين رو بگيره
چقدر زمين خورديم و با لباس خاکی و پاره خونه رفتيم
چقدر خوب بود.....
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۳ ساعت 5:19 توسط مرجان کشاورزی
|