دختره اينجا نشسته

 گريه ميکنه

 زاری ميکنه 

 پاسبون با 

 يکی رو بزن يکی رو ببر

 

يادش بخير چقدر تخم مرغ گنديده بازی ميکرديم و دستامون رو به هم ميداديم و يه دايره بزرگ درست ميکرديم

و نصف حيات مدرسه رو مي‌گرفتيم . دستامون رو پشتمون مي‌گذاشتيم و مي‌نشستيم

يکی بيرون دايره ميدوه و  کاغذی رو که مچاله کرده ميندازه دست يکی و اون گرگ مي‌شه بايد بياد اين رو بگيره

چقدر زمين خورديم و با لباس خاکی و پاره خونه رفتيم

چقدر خوب بود.....