بلاخره بوی عید به مشامم میرسه و حدود یک ماهی تعطیلی و کلی تمدد اعصاب

امیدوارم سالی که میاد سالی پر برکت و همراه با سلامتی و موفقیت باشه

علی آمادگی میره و دست و پا شکسته با سواد شده

محمود امروز از طرف مدرسه برای المپیاد ریاضی با ۹ نفر دیگه میرو ند منطقه امتحان. سه روز تو هفته هم به عنوان استعداد های والیبال انتخاب شده میره خیابون کمیل برای والیبال باید دو سالی بره و کار کنه تا شاید چیزی بشه. هر روز دراز تر میشه و من باید سرم رو بالا بگیرم تا نگاهش کنم تو سن ۱۴ سالگی ۱۸۰ باشه امیدوارم از دو متر نزنه بالا اون وقت باید نردبون بگذارم تا بغلش کنم

مهرداد که همسر گرامی باشه این روزها سرش خیلی شلوغه ۴ تا سر رسید داره و چند کارت پستال از صبح بین چاپخونه و صحافی در رفت و آمده

خدا را شکر من تا پنج شنبه تدریس بیشتر ندارم و دیگه تعطیل میشیم

من عید میرم جنوب. خرمشهر مستقر میشم و برای عکاسی میرم بندر گناوه و بوشهر فکر کنم دهم برگردم تهرون

شنگول و منگول باشید و گرگه بیاد بخوردتون

بدرود