تبليغاتX
کودکی
کودکی
خاطرات

دیگه چمدونهام رو هم بستم
سفر سفر سفر من عاشق سفرم از نوع مادی یا معنوی فرقی نمیکنه .

حلالم کنید دارم میرم حج. یه وقت هواپیما تو آسمون ترکید و بی خاطرات کودکی میشید ها

کلی کار ریخته سرم . از واکسن مننژیت بگیر تا خرید دلار و ریال و خرید چسب نواری و قفل برای چمدون و هزار تا کار خورد و ریزو از همه سخت تر خرید ۱۵ تا کادو برای علی کوچولو که هر روز دم در بگذارند و بگند آقای پستچی از طرف مامان برات آورده

علی به چیزهای عجیب غریب علاقه داره از جمله سنگ پا 

همیشه تو حموم میپرسه چرا یه دونه سنگ پا داریم پس مامانش کو پس باباش کو و خلاصه همه چیز تو خونه ما باید مامان و بابا و داداش داشته باشند از سنگ پا بگیر تا لیف حموم و فنجون و دستمال کاغذی و صابون و...

خلاصه به یاد همه دوستان و سفارش کنندگان هستم. هوای وبلاگ منو داشته باشید تنها نمونه

-----------------------------------------------

اگر زنده و سلامت برگشتم قرار دومین هفته ماه رمضان یعنی جمعه  ۹ ماه رمضان ۲۲ مهر ماه بریم دیدن زوج بلاگر زرشک من و کبوتر زخمی به صرف افطاری

اونهایی که تا الان اعلام آمادگی کردن : تاریخ شفاهی . گرافیک. سه تار .  کسی دیگر .

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 6:22  توسط مرجان کشاورزی | 
سلام و صد تا سلام
سفر ما رو به راه شد و جمعه ساعت ۷ سر گاندی با یه اتوبوس مشدی ممدلی میریم سفر

روزگار پیش میره

خدا را شکر چهار جلسه از ترم دانشگاه رو پشت سر گذاشتیم و همه جور شاگردی دارم شیطون و ساکت . زبون دار و کر و لال . چاق و لاغر  دختر و پسر

کم کم باید آماده سفر حج بشم

بچه ها خوبند مهرداد هم خوبه علی هنوز روسری به دستشه و انگشت شصت میخوره و محمود هم  کلاسهای پرتاب وزنه رو میره و مشغوله

2 نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 18:8  توسط مرجان کشاورزی | 
Counters
internet credit cards